به گزارش «سراج24»، درسال ۲۰۰۷، هنگامی که چهارمین دور جنگ مرگبار سعده آغازمی شد، که مخالفان رئیس جمهوری علی عبدالله صالح را رودرروی برخی از اعضای اقلیت زیدی شیعه قرارداده بود، شمار کمی حاضر به شرط بندی روی این بودند که عبدالمالک الحوثی، رئیس شورشیان روزی مرد قدرتمند صحنه سیاسی یمن شود.
او در آن زمان فقط رئیس جدید حوثی ها بود که جنبشی مسلحانه از منطقه شمالی سعده است. او که متولد سال ۱۹۸۲ است، جانشین برادر بزرگ خود، که درسال ۲۰۰۴ درحین پیکار کشته شد و پدرشان است که ازنظر سلامت جسمانی وضعیتی نامناسب دارد.
خواست حوثی ها درمورد هویت زیدی درکشوری که اولویت چهارچوب ساختاری آن بر محور رودررویی بین شیعه زیدی (حدود یک سوم جمعیت) و اکثریت سنی شافعی نمی گردد، حاشیه ای به نظر می آمد.
به لطف یک روند تجانس تاریخی تعلقات مذهبی، اکثریت نخبگان (ازجمله شخص رئیس جمهوری عبدالله صالح) و بخش بزرگی از جمعیت، با وجود اصلیت زیدی این برچسب مذهبی را به نفع هویت کلی تر مسلمان رها کرده بودند
*زیدی ها در مقابل اپوزوسیون
ازسال ۲۰۰۴، حوثی ها به شکلی بیش از پیش نمایان خود را آشکارا با هویت نمادین شیعه معرفی کردند. آنها که نزدیک به ایران و حزب الله لبنان هستند، از رژیم بشار اسد درسوریه حمایت می کنند و شعارهای ضد امریکایی و ضد اسراییلی مشابه آنچه که درسال ۱۹۷۹ درخیابان های تهران فریاد کشیده می شد سر میدهند و برخی مراسم مذهبی ویژه شیعیان مانند عاشورا را برپامی دارند.
در پی قیام مسالمت آمیز سال ۲۰۱۱ به نظر می آمد که عزیمت رئیس جمهوری عبدالله صالح میدان را برای تشکیلات اصلی اپوزیسیون یعنی حزب «الاصلاح»، اتحادی بین اخوان المسلمین و برخی از نخبگان محافظه کار عشیره ای خالی بگذارد. در بسیج سال ۲۰۱۱، بیشترین پشتیبانی لجستیکی و انسانی توسط این حزب اسلامی – قبیله ای تامین شده بود و تجربه آن به شکلی غیرقابل انکار محرک انقلابی لازم را برای جنبش تامین کرده بود.
*انتقام از قاتل سابق زیدی ها
دولت اتحاد ملی تشکیل شده در نوامبر سال ۲۰۱۱ برای مرحله گذار پس از استعفای آقای صالح، شامل شماری از اعضای حزب «الاصلاح» بود. نهادهای امنیتی بیش از پیش در اختیار شمار فزاینده ای از نزدیکان این حزب قرار گرفت و روسای آن به صورت متحدان اصلی رئیس جمهوری موقت، عبد ربو منصور هادی درآمدند و با ادعای مشروعیت انقلابی به ایفای نقش در مرحله گذار پرداختند. از آن زمان، گام برداری «الاصلاح» به سوی قدرت بیش از پیش محتمل به نظرمی رسید. اما توالی شکست هایی که اخوان المسلمین در منطقه متحمل شد، موقعیت را تغییر داد و تسخیر صنعا توسط حوثی های رقیب «الاصلاح» معیارها را برهم زد.
مسئولان «الاصلاح» با درس گرفتن از خلع محمد مرسی توسط نظامیان در کمتر از یک سال پس از انتخاب به ریاست جمهوری در ۳ ژوییه ۲۰۱۳، با آن که کوشیده بودند در خط مقدم نباشند و این احساس را به وجود نیاورند که روند انقلابی را مصادره کرده اند، دچار مشکل شدند. ولی، متحدان قبیله ای و نظامی آنان که به طور تاریخی نقشی تاثیرگذار در محکم کردن جای پایشان داشتند، آنها را به سقوط کشاندند. از آن پس، اخوان المسلمین یمن می بایست در بلندپروازی ها و شیوه سازماندهی خود بازبینی می کرد.
هدف اصلی یورش حوثی ها به صنعا آقای علی محسن بود. او که ازخویشان نزدیک رئیس جمهوری پیشین عبدالله صالح بود، در راس نخستین تیپ زرهی برای جنگ سعده علیه حوثی ها قرارگرفت. شکست او درماه مارس ۲۰۱۱ موجب سقوط رئیس جمهوری خودکامه شد. تسخیر پایگاه او و فرارش به سوی عربستان سعودی در ۲۱ سپتامبر ۲۰۱۴، نشانگر اراده انتقامجویی حوثی ها بود. بسیاری نیز براین باورند که این احتمال وجود دارد که رئیس جمهوری سابق به طور محرمانه ازشورشیان حمایت کرده و مثلا از نظامیان وفادار به خود خواسته باشد که به جنگ نپردازند. او در روز تسخیر صنعا به شیوه ای مرموز به این اکتفا کرد که تصویر خندان خود را در صفحه فیسبوکش بگذارد.
ده پسر عبدالله الاحمر، بنیانگذار حزب «الاصلاح» و چهره بزرگ قبیله ای که در سال ۲۰۰۷ درگذشت، نیز زیر فشار حوثی هایی که در پایتخت مستقرشده بودند قرار گرفتند. خاندان الاحمر در مبارزه علیه شورش به تدریج حمایت قبیله های شمال پایتخت را از دست داد و این نشانگر دگرگونی عمیق ترکیب قبیله ای است. همچنین، اربابان جدید صنعا به سرعت دانشگاه مذهبی الایمان که توسط عبدالمجید الزیندانی، شخصیت جدل برانگیز «الاصلاح» و همراه پیشین اسامه بن لادن اداره می شد را تعطیل کردند.
اعلام مسائلی همچون بحث سوخت چنین مطالباتی به حوثی ها دستمایه ای اجتماعی و سیاسی می دهد که موجب ارتقا موقعیت اجتماعی زیدی ها می شود. این مطالبات از یک سو به علت ضعف مقاومت دربرابر پیشروی ایشان به صنعا است که به خاطر مهاجرت های داخلی بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت آن اصلیت زیدی ندارد. تسامح هواداران رئیس جمهوری پیشین علی عبدالله صالح و انفعال نسبی در حمایت از رئیس جمهوری هادی و «جامعه بین المللی» بیشتر نشانگر راهبردهایی خصمانه نسبت به اخوان المسلمین است تا اراده آشتی برای پرهیز از ایجاد گسست و بالاگرفتن خشونت. دراین مورد، عملکرد سازمان ملل متحد و نماینده ویژه آن، جمال بن عمر مراکشی در امضای توافقی بین حوثی ها و قدرت مستقر در ۲۱ سپتامبر تعیین کننده بوده است.
پس از شکست نخستین نامزد، انتصاب دشوار یک دولت فن مدار به ریاست آقای خالد بحاح موجب جذب حوثی ها و تاحدودی عادی سازی وضعیت شد. شبه نظامیان حوثی با آن که هنوز ساختمان های دولتی را اشغال کرده اند، دیگر یک نیروی شورشی برآمده از حاشیه های جغرافیایی و اجتماعی نبوده و بخشی مرکزی از قدرت را تشکیل می دهند.
*حوثی ها در گذرگاه اثبات توانایی
برای گذر واقعی از بعد مذهبی، حوثی ها می باید صلاحیت خود را اثبات نمایند. فضا سنگین است و تنش ها با نیروهای سنی به شکل خاصی وجود دارد. چند روز پس از تسخیر صنعا، هواداران القاعده در شبه جزیره عربستان (AQPA) شورشیان را تهدید کرد و سپس آن را به اجرا درآورد. در ۹ اکتبر یک عامل انتحاری خود را در مرکز صنعا منفجر کرد و موجب کشته شدن ۵۳ تن شد. درهمان زمان، یحیی الحجوری مدیر پیشین بنیاد سلفی داماج، کنفرانس هایی در عدن و طائز، مناطقی منحصرا سنی، برگزار می کرد و خواستار بسیج علیه کسانی شد که او از آنها با لفظ ناخوشایند رافضی (شیعه) نام می برد.
تحلیل انگیزه های سیاسی، اجتماعی و راهبردی حمایت مردم صنعا از حوثی ها این امکان را می دهد که نگاهی دیگر به قرائت مذهبی از موضوع انداخته شود. با این حال، چنین تحلیلی اگرچه مفید است ولی نمی تواند به کلی منطق مذهبی درگیری ها را نفی کند. همچنین، این امر ناشی از میراث مستقیم رژیم صالح است که پس از آغاز جنگ سعده درسال ۲۰۰۴، بی وقفه حوثی ها را به خاطر اصلیت زیدی به شکلی توهم آمیز به ارتباط با ایران متهم و از اسلام گرایان سنی استفاده ابزاری می کرد.
عربستان سعودی، قدرت منطقه ای با سابقه دخالت در تاریخ یمن، نقشی پیچیده تر از آنچه به نظرمی آید دراین کشور ایفا می کند. قرائت غالب در دنیای عرب این است که سیاست انتظار دیپلوماسی سعودی دربرابر تهاجم حوثی ها، ناشی از خصومت عربستان سعودی نسبت به اخوان المسلمین و مخالفت آن با نزدیکی راهبردی با ایران است. این توضیح کافی نیست. جنایی سازی اخوان المسلمین که توسط سعودی ها سازمانی تروریستی نامیده شده، یقینا ناشی از سیاست داخلی ریاض، رقابتش با قطر و حمایت از رژیم مارشال عبدالفتاح السیسی درمصر است. با این حال، دیپلومات های سعودی بارها گوشزد کرده اند که جنبش اخوان المسلمین در یمن مشمول این سیاست نمی شود.
*سردرگمی در ریاض
تسامح ریاض بیش از آن که ناشی از تحریکات سعودی نسبت به یک اتحاد شکست خورده (و بنابر تجربه خلاف طبیعت) با حوثی ها علیه اخوان المسلمین باشد، ناشی از بروز یک ضعف ساختاری است. دیپلوماسی سعودی در یمن حاکی از نداشتن ظرفیت اقدام و تعیین سیاستی با هدف های معین است. این بی ظرفیتی امری مختص عربستان سعودی نیست. ایالات متحده و اتحادیه اروپا نیز که مانند کشورهای خلیج [فارس] از گذار سیاسی و رئیس جمهوری هادی حمایت می کنند، گستردگی بحرانی که یمن ازسر می گذراند را به نمایش می گذارند. هریک ازاین کشورها از تعیین سیاستی مشخص بین استفاده گسترده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه القاعده در شبه جزیره عربستان، حمایت از دولت مرکزی و محدودیت های مهاجرتی دچار سردرگمی اند.
آنچه می ماند این است که درنگ سنتی عربستان سعودی، عمدتا نسبت به خاندان الاحمر، و نیز افزایش قدرت القاعده شبه جزیره عربستان و جنبش جدایی طلب جنوبی تا حد زیادی از کارآمدی ریاض و توانایی آن برای تحلیل وضعیت می کاهد. ازسوی دیگر، تعدد کنشگران دیپلوماسی سعودی – وزیران، شاهزادگان، فعالان مذهبی، ساختارهای شبه دولتی -، که غالبا با یکدیگر رقابت دارند، برسیاست های اتخاذ شده اثرمنفی می گذارد. این تنوع و تعدد تا حدودی نزدیکی با ایران، که سال ها در ساختن تهدید شیعه مشارکت داشته اند و داغ آن بر برنامه هایی مذهبی و نیز راهبردی نقش بسته را توهم آمیز می نماید.



